
به خاطر امام رضا علیه السلام
3 بهمن 1401
حال ماهی خوب نیست
12 بهمن 1401سلام زمین قشنگ
مورچه از لابه لای گل های قالی رد می شد ویک دانه کنجد را با خودش می برد. سرم را نزدیکش بردم وگفتم : " سلام برای بچه هایت غذا می بری ؟ "
مامان پرسید : " چه کار می کنی ؟"
گفتم : " با مورچه حرف می زنم ."
گفت : " یک وقت اورا نترسانی ؟ " گفتم : " من فقط به او سلام کردم ."
مامان گفت : " می دانی !سلام یعنی خیالت راحت .من به تو آزاری نمی رسانم "
گفتم : "چه خوب!"
بعد رفتم کنار پنجره و بلند گفتم : سلام درختها ..سلام پرنده ها سلام زمین قشنگ ..سلام آسمان آبی ..."
مامان پرسید : " چه کار می کنی ؟"
گفتم : " با مورچه حرف می زنم ."
گفت : " یک وقت اورا نترسانی ؟ " گفتم : " من فقط به او سلام کردم ."
مامان گفت : " می دانی !سلام یعنی خیالت راحت .من به تو آزاری نمی رسانم "
گفتم : "چه خوب!"
بعد رفتم کنار پنجره و بلند گفتم : سلام درختها ..سلام پرنده ها سلام زمین قشنگ ..سلام آسمان آبی ..."
گوش دادن به نسخه صوتی
نویسنده : مهری ماهوتی




